تبليغاتX
ظهور حضرت مهدی (عج)

ظهور حضرت مهدی (عج)

انتظار ظهور:مسائل مذهبی وفرهنگی وتربیتی.

در امتحانات، چی بخوریم، چی نخوریم؟ راهنمای تغذیه دانش‌آموزان دكتر كوروش جعفریان، متخصص تغذیه و استادیار دانشگاه علوم پزشكی تهران با عنوان اینکه هنگام امتحانات استرس دانش‌آموزان به شدت افزایش می‌یابد و به همین دلیل اختلالاتی در ترشح بعضی هورمون‌ها از جمله آدرنالین و كورتیزول ایجاد می‌شود گفت: «این هورمون‌ها که هورمون استرس نامیده می‌شوند، به بدن کمک می‌کنند تا انرژی بیشتری برای مقابله با شرایط جدید پیدا کند.» چای و قهوه؛ کاهش تمرکز او در ادامه با انتقاد از باور غلط افراد در استفاده از چای و قهوه برای بیدار ماندن در هنگام امتحانات گفت: «مواد كافئین دار مانند قهوه و چای و حتی برخی کاکائوها در كوتاه مدت سبب بیداری و تمركز حواس می‌شوند، اما خواص آن در مدت چند دقیقه برعكس شده و باعث برهم خوردن تمركز و حتی كاهش یادگیری و در نتیجه افزایش استرس و اضطراب در فرد می‌شود.» آب‌میوه صنعتی؛ استرس دكتر جعفریان در ادامه، آب‌میوه‌های صنعتی را نیز به دلیل داشتن شكر و مواد افزودنی ، نامناسب ارزیابی كرده و گفت: «آب‌میوه‌های صنعتی و نوشیدنی‌های شیرین به این دلیل كه انرژی زیادی را یك جا تخلیه و آزاد می‌كنند، استرس‌زا هستند.» آب و لبنیات؛ تسكین‌بخش مصرف آب و لبنیات تسكین بخش هستند و می‌توانند در کاهش استرس دانش آموزان موثر باشند. دکتر جعفریان تاكید كرد: «افراد بهتر است در موقع امتحان و استرس، از غذاهای سبك و غذاهایی كه انرژی‌شان به مرور آزاد می‌شود، استفاده كنند. غلات و موادی حاوی كربوهیدرات‌های پیچیده كه بیشتر در نان سنگك و بربری یافت می‌شود و مقدار فیبر آنها بالاست، سبب كاهش استرس در افراد می‌شود.» صبحانه‌ را حذف نکنید این متخصص تغذیه با تاكید بر مصرف تمام وعده‌های غذایی به ویژه صبحانه در ایام امتحانات اضافه کرد: «در ایام امتحانات نباید وعده‌های غذایی را حذف كرد، به خصوص صبحانه كه در كنترل استرس نقشی اساسی دارد، زیرا در هنگام صبح، میزان ترشح كورتیزول به بیشترین حد خود می رسد و صبحانه سبب كنترل استرس می‌شود.» چرب و شور ممنوع! او در ادامه توصیه کرد دانش‌آموزان از خوردن غذاهای چرب و شور در این ایام خودداری کنند، زیرا غذاهای چرب و شور دیرتر هضم می‌شوند و در شرایط استرس‌زا مانند ایام امتحانات، با ایجاد اختلال در کارکرد دستگاه گوارش سبب مسمومیت و حالت تهوع در فرد می‌شود. دكتر جعفریان همچنین با انتقاد از گرایش دانش‌آموزان و دانشجویان در فصل امتحانات به فست‌فودها و غذاهای آماده كه استرس‌زا هستند، گفت: «والدین باید سعی كنند ساندویچ‌های خانگی و سالم را به همراه آب‌میوه‌های طبیعی برای دانش آموزان تهیه كنند.» گردو، پسته و فندق این متخصص تغذیه مغزهای گیاهی یا آجیل را منابع خوبی برای دریافت انرژی و كاهش استرس عنوان كرد و گفت: «مغزهای گیاهی منابع خوبی از فیبر و اسیدهای چرب ضروری، از جمله امگا 6 و 3 و بسیاری املاح دیگر هستند و چربی آنها بی‌ضرر محسوب می‌شود و حتی در صورت مصرف معقول (یك مُشت در روز)، باعث از بین رفتن و کاهش چربی‌های مضر بدن نیز می‌شوند.» او با اشاره به دانش آموزانی كه در ایام امتحانات پُرخوری می کنند و اشتهایی مضاعف پیدا می‌كنند، گفت: «استرس بحثی روحی و روانی است كه افراد در قبال آن دو نوع واكنش تهاجمی یا افسردگی نشان می‌دهند و در حالت تهاجمی افراد برای آرام کردن خود، به كارهای زیادی از جمله خوردن زیاد غذا روی می‌آورند.» این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایان افزود: «این افراد به علت فرار از استرس، شروع به پُرخوری و بدخوری می‌كنند كه این خود سبب تشدید و افزایش استرس در فرد شده و حتی وی را در معرض چاقی و اضافه وزن قرار می‌دهد.» محمد هفته نامه سلامت
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

فرياد براي گوشي که شنواست معمولاً انسانها بهترين راه رسيدن به خواسته‌هاي خود را دعا كردن مي‌دانند.هر كس،با شيوه خاص خود با معبودش ارتباط برقرار مي‌نمايد،راز و نياز مي‌كند،خواسته‌ و نيازهاي خود را درخواست مي‌كند و به اميد اين وعده خداوند كه فرموده است:قال ربكم ادعوني استجب لكم؛مرا بخوانيد تا دعاي شما را اجابت كنم.(سوره غافر، ايه 60)،در دريافت پاسخ از خداوند پافشاري مي‌كند. به همين دليل،همواره مجالس دعا و نيايش در مكان‌هاي مختلف برپاست و به مناسبت‌هاي مختلف،مردم براي دريافت حاجت‌هايشان،به اين مجالس روي مي‌آوردند و هم نوا با يكديگر و به اميد پاسخ از جانب پروردگار خويش،دعاهايشان را زير لب زمزمه مي‌كنند. همه ما تا كنون،در اين مجالس شركت كرده‌ايم و حتماً اين جملات را از نوحه خوانان شنيده‌ايد كه خطاب به جمعيت مي‌گويند:«اگر مي‌خواهي به حاجتت برسي،چنان فرياد بزن و حاجتت را بخواه كه صدايت به عرش خدا برسد و خدا جوابت را بدهد» با توجه به اين جمله،اين سؤال هميشه ذهن من را به خود مشغول داشته بود كه مگر خداوند، از دل بندگان خود و خواسته‌هاي آنها خبر ندارد؟ و مگر صداي آهسته آنها را نمي‌شنود؟ چه لزومي دارد كه ما فرياد بزنيم و چنان فرياد بزنيم كه صدايمان به عرش خدا برسد،يا از فرياد ما عرش خداوند به لرزه بيفتد تا آنگاه خداوند ـ نعوذ بالله ـ متوجه خواسته و حاجت ما بشود و جواب ما را بدهد؟ تا اينكه مدتي پيش،هنگام خواندن قرآن،اين ايه توجه مرا به خود جلب كرد: ادعوا ربّكم تضرّعا و خفية انّه لايحبّ المعتدين پروردگار خود را از روي فروتني و در پنهاني بخوانيد كه او متجاوزين را دوست ندارد.(سوره اعراف،ايه 55) با مطالعه اين ايه،متوجه شدم كه خداوند،به طور روشن، نحوه دعا كردن و خواندن خودش را به ما گوشزد كرده،حتي در پايان ايه فرموده است:كه خداوند متجاوزين را دوست ندارد و اين جمله مي‌تواند هر گونه تجاوز را،اعم از فرياد كشيدن به هنگام دعا و يا تظاهر و ريا كاري و يا توجه به غير خدا به هنگام دعا،شامل شود. با مراجعه به تفسير نمونه، توانستم در رابطه با تفسير همين ايه،مطالب زير را برداشت كنم. «در ايه فوق مي‌خوانيم:خدا را از روي تضرع بخوانيد؛يعني با كمال خضوع و خشوع و تواضع روي به سوي او آوريد و در حقيقت،دعا كننده،نبايد تنها زباني چيزي را بخواهد،بلكه بايد روح دعا در درون جان او و در تمام وجودش منعكس شود و… و اينكه در ايه فوق دستور داده شده كه خداوند را به طور خفيه و در پنهاني بخوانيد،براي اين است كه از ريا دورتر و به اخلاص نزديك‌تر و توأم با تمركز فكر و حضور قلب باشد».1 در حديثي مي‌خوانيم كه پيامبر(ص) در يكي از غزوه‌ها بودند.هنگامي كه سپاهيان به كنار دره‌اي رسيدند،فرياد خود را به «لا اله الا الله» و «الله اكبر» بلند كردند. با مطالعه اين ايه،متوجه شدم كه خداوند،به طور روشن، نحوه دعا كردن و خواندن خودش را به ما گوشزد كرده،حتي در پايان ايه فرموده است:كه خداوند متجاوزين را دوست ندارد و اين جمله مي‌تواند هر گونه تجاوز را،اعم از فرياد كشيدن به هنگام دعا و يا تظاهر و ريا كاري و يا توجه به غير خدا به هنگام دعا،شامل شود. پيامبر(ص) فرمودند: اي مردم،اندكي با آرامش دعا كنيد.شما شخص كر و غائبي را نمي‌خوانيد، شما كسي را مي‌خوانيد كه شنوا و نزديك و با شما است.2 پي نوشت ها: 1.تفسير نمونه، ج 6، ص 209. 2.مجمع البيان، ج چهارم، 429، ص تفسير نمونه، ج 6، ص 210. گروه دین اندیشه .محمد
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

حفظ زبان = پرهیزکاری زبان، عضو کوچکی در وجود انسان است ولی متاسفانه گناهان بزرگی از آن سر می‎زند. این عضو کوچک قادر است با یک جمله دنیایی را به هم ریزد. گناهان بسیاری از جمله: غیبت، سخن‎چینی، تهمت، دروغ، مزاح بیجا، دل شکستن، سخن نیش‎دار و ... انجام دهد. اعمال فوق به راحتی انسان را مستوجب عذاب الهی می‎کنند، و از طرف دیگر نگهداری و مراقبت از آن باعث سعادت انسان می‎شود . از همین باب است که روایات بسیاری جهت حفظ و نگهداری زبان به ما رسیده است. و در بسیاری از آنها به سکوت توصیه شده‎ایم. چرا که هر چقدر کمتر سخن بگوییم به همان میزان گناهان زبان کمتر می‎شود. زبان از جهت جرم، کم وزن است ولی گناهان سنگینی را مرتکب می‎شود و باعث به عذاب افتادن کل اندام‎های بدن می‎شود . امام سجاد (علیه‎السلام) ضمن روایتی می‎فرماید: زبان آدمى هر روز بر اندام‎هاى او سرکشى مى‎نماید، آنگاه به دیگر اعضا می‎گوید: چگونه صبح کردید، حالتان چطور است؟ آنها مى‎گویند: خوب است !اگر تو ما را واگذارى! و مى‎گویند: الله الله را در حق ما مراعات کن و آن را قسم مى‎دهند و مى‎گویند: همانا ما به وسیله تو پاداش داده مى‎شویم و به سبب تو مواخذه خواهیم شد.(1) در روایت دیگری از امام صادق(علیه‎السلام) نقل شده است: هیچ روزى نیست جز آن که هر عضوى از اعضاى بدن، زبان را تکفیر مى‎نماید یا اظهار ذلت و خضوع مى‎کند و التماس‎کنان مى‎گویند: تو را به خدا سوگند مى‎دهیم که کارى نکنى تا ما به خاطر تو عذاب شویم.(2) به این علت است که حضرت علی (علیه‎السلام) زبان را سزاوار زندان می‎داند و می‎فرماید: هیچ چیزى به اندازه زبان، سزاوار زندان طولانی‎مدت نیست. (3) حضرت علی(علیه‎السلام) در ضمن یکی از خطبه‎های سرشار از معرفت خویش می‎فرماید: به خدا سوگند! هیچ پرهیزکاری را ندیده‎ام که تقوا برای او سودمند باشد، مگر کسی که زبان خویش را حفظ کرده باشد. زبان مومن در پشت قلب او، و قلب منافق در پشت زبان اوست. زیرا مومن هرگاه بخواهد سخنی گوید اول می‎اندیشد، اگر نیک بود و مشکلی ایجاد نمی‎کرد و گناهی در آن نباشد، بیان می‎کند و چنانچه سخن ناپسندی باشد، پنهانش می‎‎کند و سکوت می‎نماید. در حالی که منافق آنچه بر زبانش بیاید؛ بیان می‎کند و نمی‎داند چه چیز به سودش و چه حرفی بر ضرر اوست؟ و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: ایمان بنده‎ای، استوار نگردد تا دل او استوار شود و دل استوار نشود تا زبان استوار گردد.(4) پس هر کس که می‎خواهد خدا در حالی ملاقات کند که زبانش به آبروزی مردم آلوده نباشد، باید بر اساس دستورات فوق عمل نماید. پی‎نوشت‎ها: 1- بحارالانوار، ج 71، ص 278 . 2- بحارالانوار، ج 71، ص 302 . 3- بحارالانوار، ج 71، ص 277 . 4- نهج البلاغه، خطبه 176، فراز 4، ترجمه محمد دشتی . (ترجمه آزاد) گروه دین و اندیشه محمد
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

درمان بیماری "زیاد حرف زدن" رابطه عقل و گفتار اذا تَمَّ العَقلُ نَقصَ الکلامُ هنگامي که عقل انسان کامل گردد، گفتارش کوتاه مي‌شود. حکمت 71 نهج البلاغه انسان، هر اندازه که عقل و شعورش بيشتر شود و به سوي کمال برود، به همان نسبت، کمتر حرف مي‌زند و در عوض بيشتر فکر مي‌کند. کساني که زياد حرف مي‌زنند و جلوي زبان خود را نمي‌گيرند، عقلشان کم و فکرشان کوتاه است. به همين دليل، هنگام سخن گفتن، درباره آنچه مي‌گويند، فکر نمي کنند، و هر چه به زبانشان آيد، بدون فکر و انديشه، بيان مي‌کنند. اما بر عکس، افراد عاقل، تا زماني که موضوعي را خوب بررسي نکرده اند، و درباره خوب و بد آن نينديشيده اند، سخني بر زبان نمي آورند. به همين دليل، شخص عاقل، کمتر حرف مي‌زند، چون مقداري از وقت خود را، به فکر کردن درباره گفتاري که مي‌خواهد بر زبان آورد، مي‌گذراند. حضرت علي عليه السلام، در جمله ديگري مي‌فرمايد: «زبان عاقل، در پشت عقل او قرار دارد». يعني: شخص عاقل، عقل خود را پيش از زبانش به کار مي‌اندازد. در هر کاري، اول فکر مي‌کند، عقل و شعور خود را به کار مي‌گيرد، و هنگامي که به درستي سخن خود مطمئن شد، زبان به گفتار مي‌گشايد. در حاليکه شخص نادان، پيش از آنکه فکر خود را بکار اندازد، شروع به حرف زدن مي‌کند، و چه بسا که با سخنان بي‌معني و حساب نشده اش، هم خود و هم ديگران را بزحمت و ناراحتي دچار مي‌سازد. خوب است اکنون که این حدیث را باهم خواندیم، کمی بیندیشیم آیا دچار این بیماری هستیم یا نه و بعد تصمیم بگیریم که بعد از این حرفهایمان را کمی دیرتر بزنیم تا فرصت اندیشیدن داشته باشیم!! تنظیم برای تبیان:محمد
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطرگل یاس بود ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود شهادت بزرگ بانوی دو عالم، زهرای مرضیه را به عموم شیعیان و دوستداران حضرتش تعزیت عرض می نمایم. ابزار عشق و ارادت به ساحت مقدس کوثر ولایت, دخت نبوت, همسر امامت, حضرت صدیقه طاهره, فاطمه مرضیه ـ سلام الله علیهاـ نه تنها از ناحیه شیعیان و شیفتگانش واجب است که هر کدام از معصومین علیهم السلام باسخنان خویش درباره آن بزرگوار اظهار ارادت نموده و نقش به سزایی را ایفا کرده اند و از همه مهمتر, ابراز علاقه رسول الله(ص) است به حضرت زهرا(س) که فاطمه(س) را فرشته ای در سیمای انسان و پاره تن خود می دانست و هرگاه نگاهش به او می افتاد, شادمان و مسرور می شد. شهادت یا وفات؟
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

شهادت زهرای اطهر(س)

..:بسم رب المهدي:.. .: السلام عليك يا یا بقیه الله(عج):. اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍوَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ َرْضَكَ طَوْعاًوَتُمَتِّعَهُ فيهاطَويلا *** يَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» *** تنگ غروبا دل من هواي دلبر مي كنه گريه براي چادر خاكي مادر مي كنه تنگ غروبا كه مي شه غريبی رو حس مي كنم دعا براي فرج زاده نرگس مي كنم آخه غروبا تو دلم بوي مدينه مي پيچه هواي فاطميه تا فضاي سينه مي پيچه
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

پیام تسلیت

شهادت حضرت زهرامرضیه (س)را به خدمت حضرت بقیه الله العظم وفرزند برومندش حضرت ایه الله خامنه ای وشیعیان جهان بلا خص ایرانیان غیور تسلیت عرض مینما ییم. ** التماس دعا**
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

از این همه لطف و مرحمت شما عزیزان خواننده متشکرم.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

در می زنند فکر کنم ....

در می زنند فکر کنم .... در می زنند فکر کنم مادر آمده از کوچه ها بنفشه ترین مادر آمده او رفته بود حق خودش را بیاورد دیگر زمان خونجگری ها سر آمده وقتی رسید اول مسجد صدا زدند بیرون روید دختر پیغمبر آمده سوگند بر بلاغت پیغمبرانه اش با خطبه هاش از پس آنها بر آمده سوگند بر دلایل پشت دلایلش در پیش او مدینه به زانو در آمده مردم حریف تیغ کلامش نمی شوند انگار حیدر است که در خیبر آمده *** وقتی که رفت از قدمش یاس می چکید یعنی چه دیده است که نیلوفر آمده ؟ گنجینه های عرش الهی برای اوست هرچند گوشواره اش از جا در آمده در کنج خانه بستری آماده می کنم در می زنند فکر کنم مادر آمده
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

کابوس القاعده وطالبان اتمی مقدمه: این روزها اخبار عجیبی از پاکستان مخابره می شود.طالبان مستقر در دره سوات در حال پیش روی به سمت اسلام آباد پایتخت پاکستان است! شاید تا کنون واژه طالبان برای مخاطب ایرانی یاد آور کننده افغانستان بود.اما حال پاکستان گرفتار بحرانی به نام طالبان شده است.حال اهمیت این موضوع در کجاست ؟ در پاسخ به این سوال ابتدا باید گفت که روزنامه آمریكایی "وال استریت ژورنال " ضمن اشاره به پیشروی طالبان طی گزارشی نوشت كه طالبان در 70 كیلومتری اسلام آباد هستند و به سرعت به طرف پایتخت پاكستان حركت می كنند. . نکته دومی که در این زمینه باید گفت این است که هند و پاکستان در منطقه دارای اختلافات جدی و ژئوپلتیک هستند.این اختلافات و منازعه به رقابت شدید تسلیحاتی منجر شده و دو طرف به دسلاح هسته ای مجهز شده اند.در ابتدا هند آزمایش هسته ای خود را به راه انداخت و سپس پاکستان برای نشان دادن برابری خود با آزمایش‌های هسته‌ای هند در سال 1998آزمایش‌های سلاحهای هسته‌ای را انجام داد و تنها کشور مسلمان دارای سلاح‌های هسته‌ای به طور رسمی گردید. وال استریت ژورنال درباره خطر تهدید ناشی از ادامه پیشروی طالبان برای موجودیت پاكستان هشدار داد و نوشت: آنها (افراد مسلح طالبان) در حال حاضر چند ساعت با اسلام آباد فاصله دارند. حال می توان به آرامی حدس زد که نفوذ طالبان و بسط قدرت آن در پاکستان و سقوط دولت فعلی آن توسط افراطیون طالبان و دستیابی آنها به زرادخانه هسته ای پاکستان چه نتایج وحشتناکی برای منطقه و جهان خواهد داشت! ما در این مجال ضمن معرفی و نقش طالبان در پاکستان به بررسی احتمال سقوط دولت توسط طالبان و راه های جلوگیری از آن می پردازیم طالبان و پاکستان، از اتحاد تا رویارویی: البته شاید برای شما جالب باشد که بدانید روزی روزگاری، پاکستان در چارچوب استراتژی مهار دوگانه شوروی و جمهوری اسلامی ایران که از سوی آمریکا دیکته می شد ، از طالبان حمایت نظامی،اطلاعاتی و تسلیحاتی می کرد.این رویکرد به منظور خروج ارتش سرخ شوروی از افغانستان در دهه 1980 و عدم جایگزینی خلا قدرت توسط مجاهدین فارسی زبان و یا نزدیک به ایران مانند ربانی یا شهید احمد شاه مسعود در دهه 1990 بود.طالبان در آن روزها با پول کشورهای عرب حاشیه خلیج مانند عربستان سعودی و یا امارات متحده عربی شارژ تسلیحاتی می شدند. طالبان توسط دولت و ارتش پاکستان؛ مشخصا با هدایت اطلاعات ارتش( آی.اس.آی) سازمان داده شد. هدف دیگر پاکستان علاوه بر مبارزه با گرایش اسلام انقلابی با گفتمان ایران در افغانستان که خواسته غرب و اعراب بود ،افزایش عمق استراتژیک خود در برابر هند و ایجاد یک کریدور ارتباطی با آسیای مرکزی بود. طالبان توسط دولت و ارتش پاکستان؛ مشخصا با هدایت اطلاعات ارتش( آی.اس.آی) سازمان داده شد. اتفاق دیگری نیز که با نظر سازمان سیا افتاده بود انتقال و تمرکز افراطیون وهابی کشورهای عربی در مرز پاکستان و افغانستان بود که ضمن آموزش طالبان به مبارزه با ارتش سرخ بپردازند وخطر آنها برای خود کشورهای عربی کم شود.این اعراب که نماینده شاخص آنها اسامه بن لادن و ایمن الظواهری بودند سازمان القاعده را ایجاد کردند که با طالبان پیوندی نا گسستنی داشت. اصول گفتمانی طالبانیسم،خوانش متحجرانه از دین،تاکید شدید برای اجرای تمام ظواهر شرعی اهل سنت و لو به زور،ضدیت با ایران،ضدیت با شیعه،وهابی گری،مبارزه با حضور زنان در جامعه،تکفیر مخالفان خود ومباح دانستن خون آنها و در آخر تضاد شدید با مدرنیته ومظاهر فرهنگی غرب بود. اصول گفتمانی طالبانیسم،خوانش متحجرانه از دین،تاکید شدید برای اجرای تمام ظواهر شرعی اهل سنت و لو به زور،ضدیت با ایران،ضدیت با شیعه،وهابی گری،مبارزه با حضور زنان در جامعه،تکفیر مخالفان خود ومباح دانستن خون آنها و در آخر تضاد شدید با مدرنیته ومظاهر فرهنگی غرب بود. به نظر می رسد کودتای نظامی پرویز مشرف علیه نواز شریف نشان از اوج قدرت گیری ارتش پاکستان بود.نواز شریف که خود و حزب مسلم لیگ از حامیان آن روز گرایشهای طالبانی بودند به دست ارتش حامی طالبان ساقط شد وبه عربستان گریخت!البته عده ای از تحلیگران اعتقاد دارند که ورود مشرف به خواست آمریکا و برای کنترل اژدهای طالبان بود. حادثه 11 سپتامبر فصل تازه ای در داستان تاسیس و تداوم طالبان بود. در این حادثه اشتباه استراتژیک مشرف و ارتش پاکستان اتفاق افتاد. مساله این بود که ارتش نتوانست این برنامه افراطیهای وهابی را پیش بینی کند و حال فرزندان اطلاعات ارتش پاکستان عملیات بزرگی را ضد بزرگترین متحد پاکستان یعنی آمریکا طراحی کرده بودند.مشرف می بایست بین آمریکا و طالبان یکی را انتخاب می کرد و این انتخاب حمایت از آمریکا بود. در این انتخاب باعث ایجاد نارضایتی شدیدی شد که نشانه های آن با قیام طالبان علیه دولت مرکزی آشکار شده است.مخالفتهای طالبان با حضور پررنگ آنها در بافت جغرافیایی پاکستان نمود بسیاری پیدا کرده است .این نفوذ در مناطق بسیاری است ،به گونه ای که قابلیت کنترل نقاط مهم پاکستان را به آنها داده است. حال به مناطق نفوذ طالبان در پاکستان می پردازیم: دره سوات از سوئیس پاکستان تا بهشت طالبان! یکی از نقاط اصلی حضور طالبان ایالت مرزی شمال غربی یکی از ایالت‌های کشور پاکستان است. مرکز این ایالت شهر پیشاور است. اکثر ساکنان این ایالت پشتون هستند. در زبان اردو بیشتر، این ایالت را سرحد می‌نامند. این ایالت به واسطه قومیت پشتون با مناطق جنوبی افغانستان به مرکزیت قندهار هم گرایی شدید فرهنگی دارد. در این منطقه با توجه به بافت فرهنگی مرز چندان واقعیت نداشته و درارتباط کامل با افغانستان می باشد.جنبش طالبان از ابتدا در مناطق پشتون نشین دارای طرفدار بود. بافت قبایلی،دهکده ای و سنتی آن همراه با فقر شدید زمینه مناسبی را برای توسعه وهابیت با شعارهای دینی وپولهای نفتی فراهم کرده بود. منطقه نفوذ و قدرت گیری فعلی طالبان در ایالت سرحد جایی به نام دره سوات است. سْوات در 160 کیلومتری اسلام‌آباد و در میان کوه‌های هندوکش واقع شده‌است.مرکز بخش سوات شهر سیدو شریف است. بافت قبایلی،دهکده ای و سنتی آن همراه با فقر شدید زمینه مناسبی را برای توسعه وهابیت با شعارهای دینی وپولهای نفتی فراهم کرده بود سوات به خاطر کوه‌های بلند، سبزه‌زارهای گشترده و دریاچه‌های با آب زلال، «سوئیس پاکستان» نامیده می‌شود و پیش از این در میان گردشگران محبوبیت داشت. جنبش طالبان هم اکنون این منطقه را به مرکز فرماندهی خود در پاکستان تبدیل کرده است. گروه افراطی طالبان، بیشتر این منطقه را در نوامبر 2008 به تصرف در آورد و امروزه فهم طالبان از شریعت بر آن حکم‌فرماست. مولانا فضل‌الله، رهبر گروه مسلح افراطی با نام «تحریک انفاذ شریعت محمدی» از گروههای مسلح نزدیک به طالبان آموزش و پرورش دختران را در این منطقه ممنوع کرده‌اند و بیش از ۱۷۰ مدرسه و ساختمان دولتی را بمب‌گذاری کرده یا سوزانده‌اند. مولانا فضل‌الله، رهبر گروه مسلح افراطی با نام «تحریک انفاذ شریعت محمدی» از گروههای مسلح نزدیک به طالبان آموزش و پرورش دختران را در این منطقه ممنوع کرده‌اند و بیش از ۱۷۰ مدرسه و ساختمان دولتی را بمب‌گذاری کرده یا سوزانده‌اند. منطقه قبایلی وزیرستان یکی دیگر از نقاط اصلی تمرکز طالبان منطقه قبایلی پاکستان است.این منطقه دارای ساختار کاملا قبیله ای و ریش سفیدی بوده و از کنترل دولت مرکزی خارج است.این منطقه هم مرز با افغانستان می باشد. از کل جمعیت این منطقه 3 درصد در شهر زندگی می کنند که نشانگر بافت قبیله ای این سرزمین است.گمان می رود اعضای ارشد القاعده مثل بن لادن وظواهری در این منطقه زندگی می کنند. اهداف اصلی جنبش طالبان پاکستان: 1-مبارزه با سیستم قضایی پاکستان: مساله اصلی این جنبش مبارزه با سیستم قضایی این کشور است. صوفی محمد " رهبر طالبان محلی سوات چند روز پس از حاكمیت بر دره سوات، در سخنانی دادگاه‌های پاكستان را "بت‌خانه " و سیستم دادگستری این كشور را كفر آمیز خواند. از نگاه طالبان پاکستان اگرچه قانون اساسی پاكستان "قرآن و سنت " را بزرگ‌ترین ماخذ قانون می‌داند و هرگز اجازه نمی دهد كه حكم دادگاه مخالف قرآن و سنت باشد اما در دادگاه‌های پاكستان هیچ حكمی بر اساس قانون اسلامی صادر نمی شود. 2-راه اندازی دارالقضا واجرای احکام طالبانی: مدل پیشنهادی طالبان برای حل مسائل قضایی واجرای حدود شرعی ،راه اندازی نظامی به نام دارالقضا است. طاللبان پس از توافق با دولت مرکزی پاکستان ازدولت ایالتی سرحد تقاضا كرد كه باید در مدت چهار روز دا "دارالقضاء " را اجرا كند و در 30 روز انتصاب قضات شرعی به عمل آید و قضات و كارمندان دادگاه‌های رسمی باید در اسرع وقت منطقه سوات و بخش "ملا كند " را تر ك كند. مدل پیشنهادی طالبان برای حل مسائل قضایی واجرای حدود شرعی ،راه اندازی نظامی به نام دارالقضا است. احکامی که تا کنون این جنبش خواستار اجرای آن شده است ، از جمله ممنوعیت خروج زنان بدون حجاب طالبانی، الزامی بودن ریش به اندازه یک دست برای مردان و حرام بودن استفاده از رادیو و تلویزیون در این منطقه حاكم شده است.طبق خواست این افراطیها ، هر مرد باید فقط عمامه مشكی را روی سر بگذارد و هیچ مردی نمی‌تواند با عمامه یا كلاهی به رنگ دیگر در بین مردم ظاهر شود. 3-مبارزه با شیعیان وقتل عام آنها ومباح بودن خون آنها: طالبان مبارزه با شیعیان را از اصول اصلی خود می داند. طالبان وهابی مسلك پاكستان شیعیان شهر "دیره اسماعیل خان " واقع در ایالت سرحد را وادار كرده‌اند بدون هیچ‌گونه وسایلی زندگی و شهرهای خود را ترك و در دیگر شهرهای ایالت پنجاب آواره شوند. افراطی‌های وهابی مسلک طالبان مذاهب تسنن و تشیع و مخالفان خود را كافر و ریختن خون آنها را مباح می‌دانند و مساجد و حسینیه‌ها را مورد حملات تروریستی و انفجار بمب قرار می دهند. این شبه نظامیان نه فقط مخالفان خود را ذبح می‌كنند بلكه این جنایت خود را طبق دستور شریعت می دانند و با زور شمشیر شریعت ساخته خود را در دره سوات اجرا می‌كنند. شبه نظامیان در این منطقه كه خود را اهل تسنن معرفی می‌كنند، بسیاری از ساكنین این منطقه را وادار كردند كه جزیه بپردازند. مردم مسلمان این منطقه كه اكثراً از شیعیان هستند و حاضر به پرداخت جزیه به طالبان نیستند، با تهدید طالبان مجبور شده‌اند كه خانه‌ و كاشانه خود را ترك كنند. یکی دیگر از جنایات طالبان در منطقه پارچنار روی می دهد که طالبان به پاکسازی قومی شیعیان می پردازند. موضع دولت فعلی پاکستان و آمریکا در برابر طالبان: دولت پاکستان که لیبرال دموکرات است برای آرام کردن اوضاع به مصالحه با طالبان می اندیشید.لذا توافقنامه ای میان آنها امضا شد.توافق اصلی که بین رهبر مذهبی طالبان پاکستان و آقای آصف‌علی زرداری رئیس‌جمهوری این کشور به امضاء رسیدبراساس مجوزی بود که مجلس ملی پاکستان به زرداری داده بود. طبق توافق باید طالبان محلی سلاح خود را زمین می‌گذاشتند تا در مقابل امکان برقراری احکام اسلام در منطقه دره سوات و مالا کند که بالغ بر 3 میلیون نفر جمعیت دارد بوجود می‌آمد. دولت پاکستان فکر می‌کرد از طریق صلح در دره سوات به مناقشه پایان می‌دهد و بدین ترتیب بهانه از امریکایی‌ها برای حمله به این مناطق گرفته می‌شود. از سوی دیگر طالبان پاکستان این صلح را مقدمه‌ای برای برقراری احکام طالبان در کل مناطق قبایلی، در مرحله بعدی کل ایالت سرحد و نهایتاً در سراسر پاکستان می‌پندارند . طبق توافق باید طالبان محلی سلاح خود را زمین می‌گذاشتند تا در مقابل امکان برقراری احکام اسلام در منطقه دره سوات و مالا کند که بالغ بر 3 میلیون نفر جمعیت دارد بوجود می‌آمد این مصالحه بسیار سریع به بن بست رسید.چرا که طالبان زیاده خواه شده بود وحس پیروزی می کرد به همین دلیل نیز نه تنها سلاح‌ها را به زمین نگذاشتند بلکه به شهرک بنیر نیز حمله کردند.که نقض تفاهم بود.این حمله مقدمه ای برای تصرف اسلام آباد است.هم چنین آمریکا از این تفاهم نامه ناراضی است وخواستار مبارزه با طالبان می باشد. آنچه اوضاع را پیچیده‌تر کرد اعلام گروه طالبان پاکستان برای استقبال از بن‌لادن و ملاعمر در وزیرستان و همچنین تدارک چند گروه فعال طالبان برای اعزام نیرو از وزیرستان به افغانستان بود. طبیعی است این شرایط برای آمریکایی‌ها قابل قبول نیست به همین دلیل خانم کلینتون نسبت به سلطه طالبان بر کل پاکستان هشدار داد و اظهار کرد که دولت اسلام‌آباد شمال پاکستان را به طالبان واگذار کرده است.خانم کلینتون هم چنین گفت: سلاح‌های اتمی پا كستان هم اكنون بی خطر است اما واشنگتن درباره اینكه در صورت سرنگونی دولت این كشور توسط نیروهای درحال پیشروی طالبان چه پیش خواهد آمد، نگرانی‌هایی دارد . هم چنین اوباما از وضعیت فعلی ناراضی است: آمریکا خواستار پاکستانی با ثبات است و نمی خواهد این کشور مبدل به حکومتی اتمی و در دست شبه نظامیان باشد نتیجه گیری: اکنون دولت پاکستان دچار ضعف در تصمیم گیری است. نمی داند با طالبان پاکستان که محصول ارتش خودشان است چه رفتاری داشته باشد. آن ها را به رسمیت بشناسد یا با آن ها مبارزه کند؟ این مبارزه روز به روز دشوارتر می شود.نکته اساسی این وضعیت این است که در نهایت تحرکات طالبان به سود آمریکایی‌ها تمام می‌شود چرا که با افزایش تحرکات طالبان، ارتش و دولت پاکستان برای برخورد جدی با این جریان وارد عمل خواهد شد ویا آمریکا به طور مستقیم اقدام نظامی خواهد کرد. بدین ترتیب بعید نیست که ارتش پاکستان برای حفظ تمامیت ارضی کشور یک بار دیگر دست به کودتا بزند.اما سوال این است که نفوذ طالبان در ارتش برای مبارزه با یک کودتای آمریکایی چقدر است؟ تبیان
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

آیا جن ها هم مسلمان و کافر دارند؟ شناختنامه قرآن 50 سوره ی مبارکه ی احقاف غرض سوره، انذار و ترساندن مشرکان رد کننده ی دعوت به ایمان به خدا و رسول است .این هدف با ذکر آیات معادی که منکران آن و روی گردانندگان از آن گرفتار عذاب دردناک خواهند شد، بیان می گردد. در آیات مختلف سوره مبارکه، مساله معاد یادآوری می شود. استدلال بر توحید و نبوت و اشاره به هلاکت قوم حضرت هود -علیه السلام- و هلاکت مردم ساکن در سرزمینهایی که در اطراف مکه ساکن بودندنیز از موضوعات این سوره می باشد. .خبر دادن از حضور عده ای از طایفه جن در نزد رسول خدا- صلی الله علیه وآله و سلم - و شنیدن قرآن ، ایمان آوردن آنها، رجوع آنها به سوی قومشان و انذار آنها ،از دیگر مباحث سوره ی مبارکه است.1 جالب است بدانید در سوره جن، جنیان در نزد پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله وسلم-به معرفی خود و کارهایشان پرداخته اند.درآیات 13و14جنیان بیان می کنند که عدهای از ما باشنیدن آیات قرآن ایمان آوردیم و عده ای دیگر کافر شدند. ما مردان جنیان برای خبر آوردن برای برای مردان بشری به سوی آسمانها می رفتیم حال با بعثت رسول اکرم تمامی راههای آسمان به سوی ما بسته شده است.اگر بخواهیم سرقت خبری بنماییم آتش آسمانی وشهاب سوزان ما را نابود خواهد کرد. وجود جن امری عجیب و غریب نیست بلکه در آیات قرآن جنیان مانند انسان ها یکی از ساکنان همیشگی زمین معرفی شده است.در قرآن کریم بیش از چهل آیه در باره این گروه وجود دارد که برخی ا ز آیات بدین شرح می باشد: 1-سوره حجر آیه27 2-سوره الرحمن آیات ،35،33،39،56،74 3-سوره انعام آیات 112،128،130 4-سوره سبا آیات12،14،41 5-سوره اسرا آیه88 6-سوره کهف آیه،50 7-سوره نمل آیه17 8-سوره ذاریات آیه56 تالیف: استاد محمد حسین رحیمی تنظیم برای تبیان:
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

خیانت به مردم ایران برای خیانت به مردم ایران و عراق صورت می‌گرفت: تامین هزینه‌های نظامی منافقین توسط صدام اسناد درونی منافقین ایده تاسیس نیروی نظامی این فرقه - موسوم به ارتش آزادی‌بخش- توسط صدام ارائه شده است و صدام نیز برای آنكه افراد گروهك منافقین را در اختیار و امر خود قرار دهد هزینه‌های نظامی آنها را تامین می‌كرد. به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور) ایده ایجاد یك نیروی همیشه در خدمت صدام اول بار توسط خود صدام در سال ‌١٣٦٦ به مسعود رجوی - سركرده منافقین داده شده بود. در این مورد و طبق اسناد مناقین، سركرده منافقین خطاب به لایه‌های تشكیلاتی بالاتر خود گفته بود: "در همین ایام با سید الرییس- صدام- ملاقاتی راجع به جمع‌بندی عملیات‌های شما داشتم. من درخواست كمك و تجهیزات بیشتر برای شما كردم. اما ایشان حرف بالاتری زدند، گفتند چرا نیروهای خود را در قالب یك لشكر كلاسیك بازسازی نمی‌كنید تا بتوانید عملیات‌های بزرگ‌تر و هماهنگ‌تر انجام بدهید؟ (هماهنگ با ارتش كلاسیك عراق). نیروهای شما در پراكنده‌كاری و عملیات كوچك آسیب‌پذیرتر است . شما بایستی یك ارتش كوچك تاسیس كنید. زمانی كه سركرده منافقین قصد داشت تا بلافاصله بعد از پایان جنگ در عملیات مرصاد به كشورمان حمله كند صدام توان زرهی این فرقه را برای حمله به ایران تا حد زیادی تقویت كرد. صدام تنها در بخشی از كمك‌های نظامی خود به منافقین برای آغاز این عملیات خیانت‌بار كمك‌های زیر را به آنها تحویل داد؛ ‌١٠٠ خودرو نفربر و مهمات‌بر و تانكر حمل سوخت، ‌٢٠ دستگاه آمبولانس، ‌٤٠ دستگاه خودرو حامل توپ ‌١٠٦ میلی‌متری، خودروهای حامل مینی كاتیوشا ‌٤٠ دستگاه، خودرو واز ‌٥٠ دستگاه، خودرو نفر بر آیفا ‌١٠٠ دستگاه و ‌٤٠ دستگاه خودرو ‌٢ كابین و تك كابین كه بر روی تمام آنها پدافند هوایی ‌٢ لول ‌٥/١٤ میلی‌متری سوار شده بود. زمانی كه سركرده منافقین قصد داشت تا بلافاصله بعد از پایان جنگ در عملیات مرصاد به كشورمان حمله كند صدام توان زرهی این فرقه را برای حمله به ایران تا حد زیادی تقویت كرد عملیات مرصاد كه از جانب منافقین با عنوان " فروغ جاویدان" نامیده می‌شد با شكست مفتضحانه منافقین به پایان رسید و آنها نتواستند به قول فتح ‌٣ روزه تهران جامه اثر بپوشانند. یك سال بعد و بعد از رحلت امام خمینی (ره) سركرده گروهك تروریستی منافقین دوباره خود را برای حمله به ایران آماده كرد اما صدام كه در توانایی آنها تردید داشت از این كار جلوگیری نمود اما دوباره نیروهای این فرقه را تجهیز نمود. ‌٥٠ قبضه كاتیوشا، ‌٧٥ تانك (چیفتن ، تی ‌٥٥ ، اسكورپیون ، بی‌ام‌پی و ...) و ‌٤٠ دستگاه خودرو حمل كننده تانك‌های سنگین و فوق سنگین ،‌بخش دیگری از كمك‌های صدام در سال ‌٦٨ به منافقین بود. صدام همچنین برای مدیریت تعمیرات و بازسازی نیروهای نظامی منافقین ماهیانه ‌٦ میلیون و ‌٥٠٠ هزار دینار به آنها پرداخت می‌كرد و ارتش وی نیز با داشتن ‌٧ تعمیرگاه بزرگ، سرویس دهی كاملی به نیروهای منافقین انجام می‌داد. علاوه بر این از سال ‌١٩٩١ تا سال ‌٢٠٠٠ علاوه بر پشتیبانی مستقیم لجستیكی ، مبلغ ‌٣ میلیون و ‌٥٠٠ هزار دینار نیز برای رسته تعمیرات و ‌٦ میلیون و ‌٥٠٠ هزار دینار نیز برای هر قرارگاه هزینه پرداخت می‌كرد. در سال ‌١٩٩١ و زمانی كه نیروهای صدام برای جنگ خلیج در جنوب این كشور متمركز شده بودند، نیروهای سركرده منافقین یا همان سلاح‌های اهدایی صدام مردم كردستان و جنوب عراق را در یك كشتار وحشیانه به خاك و خون كشید و درست بعد از دفع انتفاضه كردهای شمال عراق بود كه صدام در نطقی بی‌سابقه گفت: مجاهدت و جهاد را باید از اینها آموخت ، اینان مجاهدین و جان بر كفانی هستند كه ما در دوران جنگ كویت یاری كرده و همراه با هم‌پیمان با ما از سرزمین عربی‌مان در برابر اشغالگران دفاع كرده و مانع از اهداف شوم آنان شدند. تنظیم برای تبیان:
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

*میلاد حضرت زینب (س)*

میلاد بانوی کربلا ودخت امیرالمومنین حیدر کرار(ع)وحضرت زهرا اطهر رابر عموم مسلمین تبریک وتهنیت عرض مینماییم
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

نماز شب محمود ترک نمي شد نماز شب محمود ترک نمي شد، در جبهه که بوديم، يک شب خيلي باران مي باريد، بچه ها لباس خشک نداشتند، هرکس دراين موقعيت فقط به فکر اين است که لباس گرم بپوشد ولي محمود در آن موقعيت اول نماز شبش را خواند. سردار شهيد مهندس ناصر فولادي از فرماندهان عمليات بيت المقدس، دست مستخدم بخشداري را مي بوسيد و براين بوسه افتخار مي کرد ، چراکه پيامبر اکرم(ص) دست پينه بسته کارگر را مي بوسيد. ديوان بيگي در وصف همسرش، شهيد ناصر فولادي نوشته است: آنگاه که نوجواني 14 ساله بيش نبودي، از ظلم و ستم شاه و چپاول نفت سخن مي راندي... در مبارزه عليه طاغوت تا پاسي از شب گذشته اطلاعيه هاي امام را بادست نوشته، پخش مي نمودي، با مواد منفجره وآتش زا ، سه راهي و کوکتل مولوتف مي ساختي تا عليه دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گيرد... . در سال 56 اولين عکس ملعون شاه را از محوطه دانشگاه صنعتي شريف، پايين کشيدي و مجسمه او را سرافرازانه با کمک دوستان سرنگون کردي، در صف تظاهر کنندگان خطاب به مزدوران خائن گفتي:" قلب من آماج گلوله هاي شماست "و سينه ستبر خود را بر آنها گشودي. تو را مبارز يافتم، آنگاه که در سنگر دانشگاه در صف مبارزه با گروه هاي الحادي به دفاع از مظلوميت شهيد بهشتي پرداختي و از ليبرال و منافق بيزاري جستي ... . تو را مبارز يافتم، آنگاه که در صف فاتحان لانه جاسوسي آمريکا ، يکسال شبانه روز مقابل کفر، خستگي ناپذيري پرتلاش ايستاده و به گفته دوستان، مسئوليت آنان را نيز بر دوش خود نهادي ... . تو را مبارز يافتم آنگاه که کردستان دست نياز به سوي مبارزان گشود، به مصاف با باطل شتافتي و در ظهر عاشورا، گرسنه وتشنه به ياد امام حسين(ع) و اصحاب با وفايش در زير رگبار گلوله خصم ،به نماز پرداخته و شهد عروج محمود عزيزت( اخلاقي) بودي... . تو را مبارز يافتم آنگاه که در سمت بخشدار منطقه جبالبارز ،28 روز طي طريق نمودي و به گفته دوستان، جبالبارز جنوبي را کشف نموده تا خدمت به محرومين نمايي. علي گونه 300 گالن نفت را با پمپ دستي، شبي تا صبح، نفت زدي تا فرداي آن روز سريعتر به دست مستضعفين جلوي بخشداري توقف نموده اند برساني ، خود نيز به کمک شتافته و پاکت هاي سيمان را برپشت نهادي که آثار زخم تا مدتها باقي مانده بود، شبانه براي محرومين آذوقه، نفت و ... به درب منزلا مي بردي و خود در گوشه اي پنهان مي شدي تا ريا نشود. دست مستخدم بخشداري را مي بوسيدي و براين بوسه افتخار مي کردي که چراکه پيامبر اکرم(ص) دست پينه بسته کارگر را مي بوسيد،در درو محصولات محرومان، داسي را در دست گرفته و ساعتها زير آفتاب سوزان کمک مي نمودي... . تو را مبارز يافتم ، آنگاه که حضور در جبهه را بر هر مسئوليتي اولا دانسته و پيشنهاد فرمانداري را رد نموده و از بخشداري نيز استعفا دادي ... . به هر حال شهادت محمود روي بچه ها اثر گذاشت. يک کم روحيه آنها را ضعيف کرد ولي يادشان آمد که محمود آرزويش اين بود، آدم ناراحت نمي شود از اين که کسي به آرزويش برسد،... . تو را مبارز يافتم آنگاه که به خاطر سنت پسنديده ازدواج به اداي نيمي از دين، از حنظله غسيل الملائکه سخن گفتي و جهاد في سبيل الله را بر همه چيز راجع دانستي... . تو رامبارز يافتم آنگاه که اتاق عقد را با آيات جهاد و شهادت مزين نمودي و پس از مراسم نيز سراسيمه جهت تجديد عهد با شهيدان ، به سوي گلزار شهدا شتافتي. تو رامبارز يافتم که برتر از حنظله به عهد خود وفا کردي و با حضور در جبهه ، خود را به خرمشهر رساندي و به آرزوي هميشگي ات که هميشه در قنوت نمازهايت تکرار مي شد"الهم ارزقني توفيق شهاده في سبيلک" نائل آمدي و پرونده 22 سال عمر پر برکت که سراسر مبارزه و مجاهده بود، بسته شد و براستي تو را شهادت لايق بود و بس. قسمتي از سخنان شهيد مهندس فولادي درباره شهيد محمود اخلاقي؛ "الذين آمنو و هاجرو في سبيل الله و اموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون"قرآن کريم. حدود سه ماه پيش با محمود حرکت کرديم به طرف کامياران و حدود چهل نفر بوديم، در آنجا با يکي از بچه ها خيلي آرزو داشتند به مرز روند.مخصوصاً محمود که بيش از همه آرزو داشت. مسئول آنجا موافقت کرد که ما را بفرستد 14 نفر از چهل نفر جدا شدند و رفتند به طرف سومار و از 14 نفر، پنج تا از بچه ها خسته شدند و در کل 9 نفر باقي ماندند، دو تا تپه در منطقه بود که اگر به دست سپاه کرد مي افتاد مزدوران عراقي مي بايست منطقه را ترک مي کردند. صبح تاسوعا، ارتش حمله اش را شروع کرد، صبح بعد از عاشورا بود نمي توانستيم کار بکنيم زيرا عراقي ها با توپ و تانکهايشان در پايين تپه مستقر شده بودند، صبح عاشورا بچه ها حرکت کردند، اتفاقاً تصميم داشتند براي اين كه شهيد شوند آن روز را حتما روزه بگيرند روي همين اصل به اصطلاح خودشان روزه گرفتند. اما چون روز عاشورا ،روزه صحيح نيست ولي سحري مانندي خوردند و حرکت کردند قدم به قدم تمام سنگرها را جلو رفتند تا رسيدند به محلي که توپ و تانک هاي ارتش همه آنجا بود، هيچ کس جرات نداشت جلو رود، بيست نفر از برادران ارتش مي خواستند تسليم شوند.محمود آمد آنجا و گفت: امروز روزي است که ما بايد خونمان را در راه اسلام بدهيم و اين دو تپه را بگيريم، ما نبايد زنده بمانيم. صبح که حرکت کرديم، هرکس از محمود سوالي مي کرد کچا مي رويد، محمود در جواب مي گفت: پيش خدا يا پيش امام حسين(ع) مي رويم.... قبل از عمليات آن هم نه نفر جهت گرفتن تپه، محمود شروع کرد به صحبت کردن.آيه اي از قرآن خواند گفت:" ان ينصرکم الله فلا غالبا" اگر شما خدا را ياري کنيد هيچ کس نمي تواند بر شمل غلبه کند نمونه عينيش همين بود که نه نفر از تپه بالا رفتند، يکي از برادران همان دفعه اول تير به فکش خورد و شهيد شد. قرار گذاشته بوديم اگر کسي تير خورد هيچ کس حق ندارد پهلوي تير خورده باقي بماند.بايد برود تپه را بگيرد و بعد بيايد به مجروح برسد. به هر ترتيب که بود دو تا سنگر که گرفتيم محمود عين شير مي غريد، الله اکبرهاي محمود ترسي در دل دشمن انداخته بود که از ترس جانشان گذاشتند و فرار کردند خود محمود به تنهايي 30 تا 40 مزدور را کشت به هر شکل، تپه تصرف شد. محمود کسي بود که خود سازيش را از 6 سال قبل آغاز کرد زماني که آيت الله رباني شيرازي جيرفت بود، پيش آقا رفت و او سخنراني که براي محمود کرد راه به او شناساند و خط و مشي محمود را مشخص کرد. همه خواهران و برادران بدانند که محمود قبل از انقلاب در گروه هاي مسلحانه چقدر فعاليت کرد اما هيچ کس خبرنداشت. محمود با يکي از برادران مهدي يوسفيان بالاي تپه 3 تا تانک زدند و قبل از اين جريان ظهر عاشورا، بچه ها زير رگبار کلانشيکف ايستاده و نماز جماعت خواندند، براي ما قابل تصور نبود موقعي که مي گفتند " امام حسين(ع) روز عاشورا نماز خوانده، آن هم نماز جماعت، باور نمي کرديم." ولي حال فهميديم که محمود واقعاً حسين وار بود، ايستادند نماز جماعت خواندند و حمله را شروع کردند، نمي دانستند بالاي تپه چند نفر است يک لشکر ، ده نفر ، .... هيچي نمي دانستند فقط مي دانستند خدا در قرآن فرموده اگر يک نفر از شما مومن باشد حريف صد نفر است. همه به اين اصل معتقد بودند و خوب الحمدالله عملي شد.مزدوران از ترس فرار کردند و اسلحه ها را به جا گذاشتند، بچه ها از فرصت استفاده کرده، خط را بازديد کردند بالاي تپه 3 تانک را زدند.2 تانک عقب نشيني کرد، يکي از آنها شروع کرد به طرف محمود گلوله انداختن، که محمود بلند شد تا تانک را بزند که سعادت شهادت نصيبشان شد. به هر حال شهادت محمود روي بچه ها اثر گذاشت. يک کم روحيه آنها را ضعيف کرد ولي يادشان آمد که محمود آرزويش اين بود، آدم ناراحت نمي شود از اين که کسي به آرزويش برسد،... . محمود واقعاً طالب شهادت بود، در سخنراني هايش بارها مي گفت: تنها فاصله عاشق و معشوق يعني آدم و خدا فقط مرگ است هر چه زودتر اين فاصله بايد برداشته شود، چرا آدم هفتاد سال زندگي کند، حيف نيست آدم 70 سال از معشوقش دور باشد بايد هرچه زودتر به معشوق برسد، به هرحال محمود صفات حسنه اش خيلي زياد بود، نمي شود در يک جلسه بگوئيم اما يکسري از آنها را مطرح مي کنم. محمود کسي بود که خود سازيش را از 6 سال قبل آغاز کرد زماني که آيت الله رباني شيرازي جيرفت بود، پيش آقا رفت و او سخنراني که براي محمود کرد راه به او شناساند و خط و مشي محمود را مشخص کرد. همه خواهران و برادران بدانند که محمود قبل از انقلاب در گروه هاي مسلحانه چقدر فعاليت کرد اما هيچ کس خبرنداشت. مهمترين چيزي که واقعاً در محمود بود اخلاص بود، هرکاري مي کرد نمي گذاشت کسي بفهمد، راجع به اخلاص او خاطره اي را ذکر کنم ، يک رودخانه اي پشت جبهه بود روي اين پل يک سيم کشيده بودند براي تمرين تکاوران نيروي زميني، محمود روز حاضر نشد اين کار را بکند مي گفت:" نمي توانم ولي در شب ساعت هشت مرا صدا کرد و گفت:" مي خواهم از روي آن رد شوم فقط براي آن که اگر در رودخانه افتادم تو بداني، او چون قصد داشت خودش را بسازد، با نيروي ايمانش حرکت کرد و رفت و به سلامتي برگشت،رفتني که هيچ کس نمي توانست برود اما محمود با اين جثه ضعيف ولي روح قوي انجام داد ديوان بيگي در وصف همسرش، شهيد ناصر فولادي نوشته است: آنگاه که نوجواني 14 ساله بيش نبودي، از ظلم و ستم شاه و چپاول نفت سخن مي راندي... در مبارزه عليه طاغوت تا پاسي از شب گذشته اطلاعيه هاي امام را بادست نوشته، پخش مي نمودي، با مواد منفجره وآتش زا ، سه راهي و کوکتل مولوتف مي ساختي تا عليه دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گيرد... . نماز شب محمود ترک نمي شد، در جبهه که بوديم، يک شب خيلي باران مي باريد، بچه ها لباس خشک نداشتند، هرکس دراين موقعيت فقط به فکر اين است که لباس گرم بپوشد ولي محمود در آن موقعيت اول نماز شبش را خواند، انسان نمي تواند راجع به محمود صحبت کند... پشت جبهه آبي بود که خيلي سرد بود در اولين فرصتي که محمود بدست مي آورد، آبي مي آورد آن را گرم مي کرد و براي بچه ها ، چايي دم مي کرد اما خودش نمي خورد.چايي به برادران ارتشي مي داد تا روحيه آنها را قوي تر کند. نهار و شام آنجا خيلي ارزش داشت، محمود خودش دو تا پرس غذا در دست داشت ولي نمي خورد. فاجعه است دراين جا مردم مي آيند در صف نفت و ... مي ايستند سرغذا، آب، گاز با هم دعوا داريم محمود از همه اينها رنج مي برد، همين الان در قبر نيز رنج مي برد... اگر دو روز نان به ما نرسد شروع مي کنيم به هزار داد و بيداد کردن ولي محمود گرسنگي را تحمل مي کرد و اکثر مواقع او روزه بود. يک روز در کامياران بچه ها صحبت مي کردند که اگر اسير شدند حق دارند که به خود تير خلاصي بزنند و خود را بکشند، محمود از جا بلند شد و گفت: برادران شهيد شدن با يک گلوله براي مسلمانان ننگ است، بايد انسان را بگيرند، زجر دهند، با قيچي تکه تکه کنند، آن موقع ثواب دارد و انسان اجر مي برد، محمود دعايي را مي خواند" الهم ارزقنا قتلا في سبيلک تحت رايت نبيک مع اوليائک" خدايا کشته شدن در راه خودت را در زير پرچم پيامبرت با اوليائت روزي ما بفرما... . اين سخنراني توسط سردار شهيد فولادي در شب هفتم سردار شهيد اخلاقي در منزل ايشان ايراد شده است. منبع: ساجد تبیان
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

اتحاد وهابیها و حزب بعث ضد ایران مقدمه: روزهای ابتدایی اردیبهشت روزهای خونباری برای زائران ایرانی عتبات عالیات بود. روز پنجشنبه سوم اردیبهشت بر اثر انفجار در رستوران بین راهی که زائران ایرانی در آن توقف کرده بودند، بیش از پنجاه زائر ایرانی شهید و بیش از 130 تن دیگر زخمی شدند. علاوه بر این فاجعه ،وقوع دو انفجار پی درپی، روز جمعه در صحن شریف امام موسی کاظم علیه السلام حدود 60 شهید و 125 زخمی برجای گذاشت.در میان شهدای کاظمین نیز تعداد زیادی از زائران ایرانی به چشم می خورد.این دو انفجار در زمان ازدحام جمعیت و به هنگام اقامه نماز ظهر در اطراف حرم شریف و یکی از صحن های آن به وقوع پیوست. هنوز هیچ فرد یا گروهی مسئولیت انفجارهای اخیر عراق را بر عهده نگرفته است و ما در این مجال به دنبال آن هستیم که شرایط سیاسی اجتماعی زمینه ساز این انفجارها و متهمان اصلی این جنایت را معرفی و تحلیل نماییم. این حملات وقایع دفعی و ناگهانی نبوده و در امتداد و قایع مهمی در عراق و منطقه می باشد.با بازخوانی این وقایع مهم ،می توان به آرامی ردپای مسببین اصلی و زمینه ساز و هم چنین مجریان جنایت را کشف کنیم.این وقایع عبارتند از: 1-برنامه اوباما برای خروج از عراق: اوباما با شعار خروج نظامیان آمریکایی از عراق به حکومت رسید.شاید آمریکاییها به دو دلیل اصلی می بایست عراق را ترک کنند.اول اینکه ارتش آمریکا با اشغال عراق و فروپاشی نظام سیاسی و امنیتی عراق و هم چنین موج شدید قتل عام،شکنجه و مشکلات اقتصادی زمینه فعالیت گروه های شبه نظامی با گرایش به حزب بعث و یا وهابیت را بویژه در میان اهل سنت فراهم کرد. گروههای سلفی از به هم خوردن نظم قدرت در عراق و تمرکز آن در دست اعراب سنی و هم چنین جنایات آمریکایی ها نهایت استفاده را برده و زمینه توسعه فعالیتهای خود را فراهم کردند. ارتش آمریکا با اشغال عراق و فروپاشی نظام سیاسی و امنیتی عراق و هم چنین موج شدید قتل عام،شکنجه و مشکلات اقتصادی زمینه فعالیت گروه های شبه نظامی با گرایش به حزب بعث و یا وهابیت را بویژه در میان اعراب اهل سنت عراق فراهم کرد. گروههای تروریستی تکفیری وهابی و سلفی که از دهه 1980 با حمایت آمریکا و متحدان محافظه کار آنها در پاکستان و افغانستان شکل گرفتند و حال، خواسته و ناخواسته توسط آمریکا با اشغال عراق احیا و قدرتمند شدند.همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند: متهم اصلی در این جنایت و نظائر آن، نیروهای امنیتی و نظامی آمریکایند که به بهانه ی مقابله با تروریسم، کشوری اسلامی را ستمگرانه اشغال کرده و دهها هزار انسان را در آن به خاک و خون کشیده و روز بروز ناامنی را در آن افزایش داده اند. رشد علفهای هرزه و زهرآگین تروریسم در عراق، بی گمان در سیاهه ی جنایات امریکا نوشته می شود . حال این شرایط ناامن، هزینه های نگهداری عراق را برای آمریکاییها بالا رفته و آنها به دنبال خروج از عراقند. دلیل دوم بحران اقتصادی جهانی است .دولت آمریکا با بحرانی دست به گریبان است که درآمد ملی آن را کاهش داده و بالتبع مالیات دهندگان پول کمتری می توانند بپردازند.از سوی دیگر اوباما جهت رونق اقتصادی می بایست با کاهش مالیات زمینه سرمایه گذاری را فراهم سازد.در این احوال دیگر جایی برای هزینه کردن در باتلاق عراق وجود ندارد. اوباما در این راستا در ماه گذشته به عراق سفر کرد.هدف از سفر رئیس جمهور آمریكا به عراق ، مذاكره با مقامات این كشور و بررسی راه‌های خروج نظامیان آمریكایی از عراق دانست بود. باراک اوباما هم چنین به اعضاء کنگره گفته است قصد دارد اکثر سربازان آمریکایی مستقر در عراق را تا ماه اوت سال 2010 از این کشور خارج کند. در این راستا آمریکا برای حفظ امنیت عراق ،نیاز به ترتیبات منطقه ای دارد.در واقع آمریکا به این نکته دست یافته که حفظ امنیت عراق و خلاصی از آن با مشارکت کشورهای منطقه به ویژه همسایه قدرتمند وبانفوذ آن کشور یعنی ایران امکان پذیر است.برخی تحلیلگران تغییر لحن اوباما و سایر سیاستمداران آمریکایی را با این چارچوب تحلیل می کنند. آمریکا برای حفظ امنیت عراق ،نیاز به ترتیبات منطقه ای دارد.در واقع آمریکا به این نکته دست یافته که حفظ امنیت عراق و خلاصی از آن با مشارکت کشورهای منطقه به ویژه همسایه قدرتمند وبانفوذ آن کشور یعنی ایران امکان پذیر است. 2-نگرانی کشورهای محافظه کار منطقه از نفوذ ایران در عراق: در هفته انتهایی فروردین برخی منابع خبر از نشست مشترك القاعده، حزب بعث و هیئت علمای مسلمان عراق در یك كشور عربی با هدف بی‌ثبات كردن اوضاع امنیتی عراق و مصوبات هشت‌گانه آنها برای ناامن كردن این كشور خبر دادند. در بند هشت مصوبات این نشست آمده است: هماهنگی با دستگاههای اطلاعاتی سابق مستقر در داخل عراق برای جمع آوری اطلاعاتی از رهبران شیعه و سنی كه با دولت همكاری دارند با هدف ترورهای بی‌سابقه آنها با كمك دستگاههای اطلاعاتی مصر و كشورهای حوزه خلیج فارس. به گفته "سعید شهابی " تحلیل‌گر و ستون‌نویس روزنامه فرامنطقه‌ای القدس العربی، مصر و عربستان برای ایجاد اختلاف بین شیعیان و اهل‌سنت، عرب و فارس و به طور كلی بین مسلمانان، با هم هم‌پیمان شده‌اند. سخنان ضد ایرانی وزیر امور خارجه عربستان نیز بیانگر آن است كه این كشور نیز از نفوذ ایران در منطقه به ویژه در عراق كه یك دولت شیعی قدرتمند را در این كشور در دست دارد، در هراس است .سعود الفیصل، وزیر امور خارجه عربستان سعودی نیز در اظهاراتى تحریك‌آمیز علیه جمهورى اسلامى ایران در قاهره، از اعراب خواسته بود بر ضد آنچه "چالش ایران " خواند، متحد شوند. بنابراین آنچه كه گفته شد نشان می‌دهد كه این حملات از جانب هر گروهی كه صورت گرفته از سوی القاعده و حزب بعث بدون حمایت‌های كشورهای منطقه امكان پذیر نیست و رد پای برخی كشورهای منطقه و نیز خود آمریكایی‌ها در این انفجارها كاملا مشهود است .امری كه هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق به آن اذعان كرد. زیباری در نشستی خبری با هیلاری كلینتون همتای آمریكایی خود اذعان كرد كه تروریست‌ها از برخی از كشورهای عربی وارد خاك عراق می‌شوند. سخنان ضد ایرانی وزیر امور خارجه عربستان نیز بیانگر آن است كه این كشور نیز از نفوذ ایران در منطقه به ویژه در عراق كه یك دولت شیعی قدرتمند را در این كشور در دست دارد، در هراس است . 3-دستگیری ابو عمر بغدادی رهبر القاعده در عراق: مدتی کوتاه قبل از حملات تروریستی ،دولت عراق از دستگیری "ابو عمر البغدادی " فرمانده‌ القاعده‌ در عراق که به رئیس امارت اسلامی عراق معروف شده است خبر داد. ابوعمر بغدادی که بعد از زرقاوی معروفترین فرد القاعده عراق است ، حدود چهار سال تحت تعقیب نیروهای امنیتی عراق بوده است.البغدادی در سال 1985 به طور رسمی به عضویت گروه های وهابی و تندرو عراق در آمد و در سال 1987 تحت تاثیر افكار «اسامه بن لادن» رهبر سازمان القاعده به افغانستان سفر كرد و آموزش های نظامی و تاكتیك های جنگ را به مدت سه سال نزد نیروهای طالبان در افغانستان فرا گرفت و بعد از آن نیز به عراق بازگشت.البته عده ای نیز اعتقاد دارند که بغدادی ، وجود خارجی ندارد و شخصیت خیالی است که شبکه القاعده در عراق خلق کرده است تا تحت این عنوان به فعالیت خود در این کشور ادامه دهد. شماری دیگر از تحلیلگران می گویند ابو عمر بغدادی ، لقبی است که از شخصی به شخص دیگر منتقل می شود.این امر در تحریک القاعده احتمالا موثر بوده است. 4- آزادی زندانیان مرتبط با حزب بعث و القاعده توسط آمریکا: یکی از برنامه های ارتش آمریکا در ماه های جاری آزادی برخی زندانیان سیاسی بود.طبق اعلام آمریکا برنامه آزادی 12 هزار نفر از 23 هزار زندانی باید آزاد شوند.طبق اطلاعات منابع خبری عراقی آمریكائیان در هفته های اخیر صدها نفر از ترویست‌های بعثی و سلفی را كه دخالت آنها در رشته عملیات ترویستی بعقوبه و دیاله عراق در سالهای 2006 و 2007 به اثبات رسیده بود از زندانهای تحت كنترل خود آزاد كردند. این مساله در بازسازی تشکیلاتی و روانی آنها نقش اساسی داشته است. 5-بیانیه های تند ایمن الظواهری سلفی علیه ایران: یکی از نکات بسیار قابل توجه قبل از حملات تروریستی پخش فیلم سخنان ایمن الظواهری نفر دوم القاعده بعد از اسامه بن لادن علیه ایران است.همان گونه که می دانید القاعده از همان ابتدای تشکیل گرایش ضد شیعی و ضد ایرانی داشت و شیعیان را رافضی می دانند و تکفیر می کنند.الظواهری با گرایش تکفیری و سلفی خود در گذشته علیه ایران مواضع گیری کرده بود.مثلا در اظهار نظری توهین آمیز علیه جمهوری اسلامی ایران و رییس جمهور احمدی نژاد گفته بود: «محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران مدعی داشتن ارتباط با امام غایب است!!!!» یا «رهبران شیعه می‌خواهند چنین انگاره‌هایی را در میان پیروان‌شان آن‌چنان القاء کنند که هوشیاری و قوه فکر آنان کاملا خنثی شده و به دنبال درک مفاهیم واقعی قرآن و سنت پیامبر نروند!!!!». وی در ادامه اظهارت موهن خود افزوده‌است: «تلاش آنها (رهبران شیعیان) این‌است که تا با منتسب جلوه‌دادن خود به پیامبر و ادعای داشتن ارتباط با یک فرد نادیده تا حد امکان بر میزان پیروان خود بیافزایند و از آنان در بحران‌های سیاسی استفاده کنند!!!!!!!» اما نکته مهم پیام جدید الظواهری هشدار به ایران درباره عراق پس از آمریکاست.او در این پیام ویدئویی ادعا كرد كه جمهوری اسلامی می‌كوشد با مداخله در امور كشورهای عربی و گسترش مذهب شیعه، بر خاورمیانه مسلط شود. وی از جمله ادعا كرده بود كه تهران به دنبال تجزیه عراق و عربستان است و برای باز كردن جای پای آمریكا در منطقه تلاش می‌كند! الظواهری در پیام صوتی جدید خود با ابراز نگرانی از مواضع اخیر ایران و آمریكا در قبال یكدیگر كه پس از قدرت گرفتن باراك اوباما تا اندازه‌ای مصالحه‌جویانه شده است، گفت: هر چقدر آمریكا بیشتر با ایران همكاری كند، باعث ایجاد نفرت بیشتری میان مسلمانان می شود!!! نتیجه گیری: اشغال عراق توسط ارتش آمریکا ،قتل عام شهروندان عراقی،شکنجه و ظلم شدید،فروپاشی اقتصاد عراق ،از میان رفتن قدرت مرکزی و پدید آمدن زمینه هرج و مرج باعث افزایش نارضایتی عمومی در مردم عراق شده است.کاهش قدرت اقلیت سنی عرب در عراق نارضایتی شدید آنها را به دنبال داشته و زمینه حرکتهای خشن را پدید آورده است.گروههای وهابی سلفی از این بحران استفاده کرده و زمینه را برای رشد خود مناسب دیده اند.این گروهها در واقع با گروههای وابسته به اندیشه حزب بعث وصدام ائتلاف تشکیل داده و حرکات تروریستی را سامان می دهند. با برنامه اوباما برای خروج از عراق به خاطر بحران اقتصادی و فرسایش ارتش آمریکا احتمال بسط نفوذ ایران در عراق وجود دارد. چیزی که همسایگان عرب عراق که از رشد آن می ترسند. این مساله اسراییل را نیز تهدید می کند و بخشی از نظام سیاسی و امنیتی آمریکا نیز از این مساله نگران است و مهار ایران در دستور کار آنها است!لذا تحریک گروههای سلفی و وهابی و بازماندگان حزب بعث عراق و کمک امنیتی،اطلاعاتی ومالی به آنها در دستورکار کشورهای عربی مستبد منطقه و برخی سرویسهای امنیتی ایالات متحده قرار گرفت. سید حسین زرهانی تبیان
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

با عرض سلام .از این که از این وب بازید بعمل آوردید وبا نظرات سازنده خودتون به هر چه بهتر شدنش کمک کردید  متشکرم                       

             

                  مدیریت وب سایت وفایی

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 6:27 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

اندرزهاي ارزشمند لقمان به فرزندش

    

1- فرزندم هيچكس و هيچ چيز را با خداوند شريك مكن!

2- با پدر و مادرت بهترين رفتار را داشته باش!

3- بدان كه هيچ چيز از خداوند پنهان نمي ماند!

4- نماز را آنگونه كه شايسته است بپادار!

5- اندرز و نصيحت ديگران را فراموش مكن!

6- در مقابل پيش آمدها شكيبا باش !

7- از مردم روي مگردان و با آنها بي اعتنا مباش!

8- با غرور و تكبر با ديگران رفتار مكن!

9- در راه رفتن ميانه رو باش!

10- بر سر ديگران فرياد مكش و آرام سخن بگو!

11- از طريق اسماء و صفات خداوند  او را بخوبي بشناس!

12- به آنچه ديگران را اندرز مي دهي خود پيشتر عمل كن!

13- سخن به اندازه بگو!

14- حق ديگران را به خوبي اداء كن!

15- راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار!

16- به هنگام سختي دوست را آزمايش كن!

17- با سود و زيان دوست را امتحان كن!

18- با بدان و جاهلان همنشيني مكن!

19- با انديشمندان و عالمان همراه باش!

20- در كسب و كار نيك جدّي باش!

21- بر كوتاه فكران و ضعيفان اعتماد مكن!

22- با عاقلان ايماندار مدام مشورت كن!

23- سخن سنجيدۀهمراه با دليل را بيان كن!

24- روزهاي جواني را غنيمت بدان!

25- هم مرد دنيا و هم مرد آخرت باش!

26- ياران و آشنايان را احترام كن!

27- با دوست و دشمن خوش اخلاق باش!

28- وجود پدر و مادر را غنيمت بشمار!

29- معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار!

30- كمتر از درآمدي كه داري خرج كن!

31- در همۀامور ميانه رو باش!

32- گذشت و جوانمردي را پيشه كن!

33- هر چه كه مي تواني با مهمان مهربان باش!

34- در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار!

35- بهداشت و نظافت را هيچگاه فراموش مكن!

36- هيچگاه دوستان و هم كيشان خود را ترك مكن!

37- فرزندانت را دانش و دينداري بياموز!

38- سواركاري و تيراندازي و ... را فراگير! 

39- در هر كاري از دست و پاي راست آغاز كن!

40- با هر كس به اندازۀدرك او سخن بگو!

41- به هنگام سخن متين و آرام باش!

42- به كم گفتن و كم خوردن و كم خوابيدن خود را عادت بده!  

43- آنچه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند!

44- هر كاري را با آگاهي و استادي انجام بده!

45- نا آموخته استادي مكن!

46- با ضعيفان و كودكان سرّ خود را در ميان نگذار!

47- چشم به راه كمك و ياري ديگران مباش!

48- از بدان انتظار مردانگي و نيكي نداشته باش!

49- هيچ كاري را پيش از انديشه و تدبر انجام مده!

50- كار ناكره را كرده خود مدان!

51- كار امروز را به فردا مينداز!

52- با بزرگتر از خود مزاح مكن!

53- با بزرگان سخن طولاني مگو!

54- كاري مكن كه جاهلان با تو جرأت گستاخي پيدا كنند!

55- محتاجان را از مال خود محروم مگردان!

56- دعوا و دشمني گذشته را دوباره زنده مكن!

57- كار خوب ديگران را كار خود نشان مده!

58- مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده!

59- با خويشاوندان قطع خويشاوندي مكن!

60- هيچگاه پاكان و پرهيزكاران را غيبت مكن!

61- خود خواه و متكبر مباش!

62- در حضور ايستادگان منشين!

63- در حضور ديگران دندان پاك مكن!

64- با صداي بلند آب دهان و بيني را پاك مكن!

65- به هنگاه خميازه دست بر دهان خويش بگذار!

66- حالت خستگي را در حضور ديگران ظاهر مكن!

67- در مجالس انگشت در بيني مينداز!

68- كلام جدي را با مزاح آميخته مكن!

69- هيچكس را پيش ديگران خجل و رسوا مكن!

70- با چشم و ابرو با ديگران سخن مگو!

71- سخن گفته شده را تكرار مكن!

72- از شوخي و مزاح خود كمتر كن!

73- از خود و خويشاوندان نزد ديگران تعريف مكن!

74- از پوشيدن لباس و آرايش زنان پرهيز كن!

75- از خواسته هاي نابجاي زن و فرزندان پيروي مكن!

76- حرمت هر كس را در حد خود نگاه دار!

77- در بد كاري با اقوام و دوستان همكاري مكن!

78- از مردگان به نيكي ياد كن!

79- از حضومت و جنگ افروزي جدّا پرهيز كن!

80- با چشم احترام به كار ديگران نگاه كن!

81- نان خود را بر سفره ي ديگران مخور!

82- در هيچ كاري شتاب مكن!

83- براي جمع آوري بيش از حد مال و ثروت حرص مخور!

84- به هنگاه خشم شكيبا باش و سخن سنجيده بگو!

85- از پيش ديگران غذا و ميوه بر مدار!

86- در راه رفتن از بزرگان پيشي مگير!

87- سخن و كلام ديگران را قطع مكن!

88- به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مكن!

89- در حضور مهمان بر كسي خشم مگير!

90- مهمان را به هيچ كاري دستور مده!

91- با ديوانه و مست سخن مگو!

92- براي كسب سود و دوري از زيان آبروي خود را مريز!

93- در كار ديگران كنجكاوي و جاسوسي مكن!

94- در اصلاح ميان مردم هيچ گاه كوتاهي مكن!

95- ادب و تواضع را هيچ گاه فراموش مكن!

96- با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش!

97- بر آرزو ها و خواسته هاي خود غالب باش!

98- خدمتكاري بزرگان و همكاري  با مستمندان را فراموش مكن!

99- با بزرگان با ادب و با كودكان مهربان باش!

100- با دشمنان مدارا كن و در مقابل جاهلان خاموش باش!

101- در مال و مقام ديگران طمع مكن!

102- از رفت و آمد و مال  و مرام و مسلك خويش كمتر بگو!

103- بجز خداوند هيچ كس و هيچ چيز را فرمانروا و فريادرس خويش مشمار!

104- عمر و روزي با حساب و كتاب است، پس مترس و طمع مكن!

105- عمر را براي عمل و عبادت و پاكي و پرهيزكاري غنيمت بدان!

106- اگر بهشت را مي طلبي از فساد و ستم و گردن كشي پرهيز كن!

107- سرچشمه ي زشتي ها را دنيا پرستي و مستي و ناداني بدان!

108- بجز در حق و راستي بندگان خدا را بندگي و فرمانبري مكن!

109- خود را با ستم سلاطين شريك مگردان!

110- دنياي ديگر را به دست فراموشي مسپار!

بیایید عاملان خوبی باشیم...
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

خواص طبی نماز

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 3:12 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

 

کلاغ دانا ترين پرندگان است

وقتي كه قابيل هابيل به قتل رساند، او را رها ساخت و وحيران ماند و نمى‏دانست با آن، چه كند. خداوند دو كلاغ را ........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

انسان در کشاکش نفس لوّامه و نفس أمّاره

نویسنده‌: ربیع عدالباقی، برگردان- نیکبخت سلیمی 

کار انسان شگفت‌انگیز است از یک طرف شهوات و خواسته‌های درون و از سویی دیگر دنیا، فریبندگی و زینتها. جملات و سرگرمی‌هایش او را بطرف خود می‌کشند. در این حال با دو نفس درگیر است: نفس اماره که او را به بدی امر می‌کند و از راه خدا و خیر دور و در گناه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 6:14 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

بانوان امروز باید در طراحی و ‏اجرای برنامه های نظام حضور جدی داشته باشند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 5:24 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

آيت‌الله مكارم شيرازي اهانت وهابی ها به زائران مدینه را محکوم کرد

آيت‌الله مكارم شيرازي اهانت وهابي ها به زائران مدينه را محکوم کرد

آيت‌الله مكارم شيرازي با صدور بيانيه‌اي درباره وقايع پيش آمده در مدينه منوره و اهانت گروهي از وهابيون به زائران خواستار اقدام جدي مسئولين وزارت امور خارجه از طريق بين‌المللي شد.

به گزارش ايسنا، در اين بيانيه آمده است: اطلاعاتي كه از منابع مختلف به ما رسيده نشان مي‌دهد كه چند روز قبل جمعي از شيعيان احساء و قطيف براي زيارت به مدينه منوره رفته‌اند، هنگامي كه زنان آنها در كنار بقيع مشغول زيارت بودند، ماموران وهابي افراطي به آنها توهين كرده و دشنام داده‌اند و اين امر سبب درگيري با مردان شده است. سپس حدود دو هزار نفر از مردان آنها در كنار حرم نبوي متحصن شده‌اند تا به اين‌گونه كارها پايان داده شود اما جمعي از ماموران با اسلحه به آنها حمله كرده‌ و عده‌اي را مجروح و جمعي را دستگير كرده‌اند و سپس وهابيون افراطي به سراغ اتومبيل‌هاي آنها رفته و اتومبيل‌هاي آنها را تخريب نموده‌اند.

متاسفانه ما همواره ناظر اين‌گونه نابساماني‌ها در مدينه منوره هستيم و اهانت‌هاي آنها را به زائران ايراني مي‌بينيم اما اين بار اهانت‌ها و آزارها متوجه شهروندان خودشان هم شده است. گويا اين گروه اندك خود را مالك حرمين شريفين مي‌دانند و هرگونه تحميل بر ديگران را بر خلاف تمام موازين اسلامي و بين‌المللي بر ديگران حائز مي‌شمرند. سزاوار است همه مسلمين جهان و همچنين وزارت خارجه ما اين مساله را به طور جدي از طرق بين‌المللي دنبال كنند.

چرا يك اقليت كوچك متعصب افراطي هر كاري را كه بخواهد در اين امكان مقدس كه متعلق به همه مسلمين جهان است آزادانه انجام مي‌دهد؟ ‌آ‌نها چه حقي دارند كه افكار خودشان را درباره زيارت قبول پيشوايان بزرگ اسلام به ديگران تحميل كنند؟ چرا اگر چند جاسوس بهايي در ايران دستگير شود، كنگره آمريكا به دفاع از آنها برمي‌خيزد ولي در برابر اين حوادث دردناك همه آنها خاموشند؟ در ضمن آيا سزاوار است سازمان حج دانش‌آموزان و دانشجويان پسر و دختر ما را به چنين منطقه ناامني ببرد. طبق اطلاعات صحيح در سال گذشته اين گروه از وهابي‌ها سي‌ميليون كتاب بر ضد شيعه منتشر كرده‌اند، اين در حالي است كه اجازه نمي‌دهند حتي يك جلد كتاب به عنوان پاسخ منطقي به ايرادات وهابي آنها منتشر شود. همه ما مسلمين خصوصا همه شيعيان و دولت و ملت به عقيده اينجانب در برابر اين‌گونه مسائل مسئول هستيم.

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

هالیوود و آخرالزمان

 حجت‌الاسلام جلیلی در آخرین مطلب خود كه شنبه 6 خرداد در وبلاگش منتشر كرده به موضوع هالیوود و آخرالزمان پرداخته است.

 آخرین مطلب منتشر شده در وبلاگ «از یك روحانی» متعلق به حجت الاسلام جلیلی «هالیوود و آخرالزمان» نام دارد. در بخش‌هایی از این نوشته این گونه می‌خوانیم:
یکی از عواملی که به زندگی انسان ها معنا و جهت می بخشد، امید به آینده روشن و سعادت و خوشبختی است.اعتقاد به مهدویت و ظهور حضرت حجت تاثیر بسیار شگرفی در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی مردم دارد که نمود آن را به خوبی می توان در بین خانواده های مذهبی مشاهده کرد.
شیعیان به انگیزه های مختلف انتظار ظهور مهدی موعود را می کشند. یکی به انگیزه گرفتن حقش از ظالم،یکی به امید رسیدن به لطف و عنایت حضرت،دیگری برای گرفتن نیم نگاهی از یوسف زهرا، و...تا دردهای روحی و جسمی اش را در سایه سار عنایتش درمان کند.همه این ها بسته به نوع انگیزه، امید و نشاط خاصی به زندگی انسان ها می بخشد.
اما امت هایی هم هستند که با این عقیده بیگانه اند و یا به دلایل مختلف، این حقیقت را از زندگی خود خط زده اند.
با نگاهی به پرونده کاری سینمای هالیوود، به وضوح می توان به این نکته پی برد که آنچه در این سینما روح و جان مخاطب را با خود درگیر می کند تسلط کامل ماشین و کامپیوتر بر انسان و خط خوردن احساس و عاطفه از زندگی انسان ها است.
در این سینما همه چیز در یک کلمه خلاصه می شود: من و فقط من.
 در این سینما هر کس باید به فکر خودش باشد. دیگران در این جهت اهمیتی ندارند. اصلا آینده ای غیر از این وجود ندارد. اصولا این فرهنگ با عشق بیگانه است. نه تنها عشق متعالی بلکه عشق زمینی. رابطه بین همسران از هم پاشیده است و فرزندان به مراکز شبانه روزی سپرده می شوند. زن و مرد با کمال احترام، هر کدام برای خود کار می کنند. غالب نقش های اول این سینما، خودشان ورشکسته خانوادگی هستند. همسران خود را از دست داده و یا جدا شده اند.
اینها همه یک علت دارد و آن هم این که آنچه کمپانی های حامی هالیوود می خواهند این است که شما عاشق کارتان باشید و درآمدی که برای آن شرکت ها به ارمغان می آورید. همسر و فرزند و در کلّ درگیری عاطفی شما راندمان کارتان را پایین می آورد (البته به خیال این ها).
اینجا شما باید عاشق یک چیز باشید آن هم کار و شغل و آینده شخصی تان است. دیگران هم در این مسیر به هر میزان برای رسیدن به هدفتان مفید باشند مورد توجه قرار می گیرند و الا...
و این چنین می شود که بیماری های مختلف روحی روانی و اخلاقی بروز می کند. در کشورهای صنعتی درصد بسیار بالایی از مردم با قرص خواب به خواب می روند.
در این فرهنگ فرزندان، مزاحم مادران و پدران هستند.(نگاه کنید به آمار مادران انگلیسی که فرزندان مزاحم خود را به قتل می رسانند. بنگرید به آمار قتل هایی که فامیل های درجه یک به خاطر رسیدن به ارث مرتکب می شوند...)

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

گرفته  بوی شهادت  شب وفاتش  را

بیا  مرور کن  ای اشک  خاطراتش را



مورخان  بنوشتند  با   سرشک یتیم

هجوم درد   به  سر تا سر  حیاتش را



سه سال شعب ابیطالب و شکنجه وظلم

چقدر  مرگ خدیجه  فسرد  ذاتش   را



چه سنگها  که بر آیینهُ  وجودش خورد

چه طعنه ها که ابوجهل زد  صفاتش را



برای غارت جانش قریش خنجر بست

ولی  خدای علی  خواسته نجاتش  را



دلش چو ماه شکست و دو نیم شد اما

ندید  سبزی یِ  باران  معجزاتش   را



حرا  شروع رسالت   غدیرخم   پایان

ادا نمود   تمامی یِ   واجباتش  را



...وبعد غیر علی هر که رفت در محراب

شنید  نعرهُ   لا تقربو الصلاتش   را


شادی روح پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص) صلوات

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

گلچین اشعار رحلت پیامبر(ص)

نجوای عاشقانه با پدر امت

شراب مي چکد از چشمت به کام خاک شَرَر بارم

رسيد طعم جنون اينک به چشم خفته بيدارم

امان نمي دهدم عصيان که تا برايم ازين دوزخ

شراب توبه نمي نوشد، دهان خشک گنه کارم

نمک گرفت نگاهم را در اين کوير غبارآلود

غريب مي وزد اکنون عشق به روح خسته بيمارم

جهان همايش توفان هاست هجوم ناله من درياب

اسير دست پريشاني است دل به شعله سزاوارم

ببين که وضع پشيماني است، نقاب شيون من گم شد

دچار بازي آخر شد، سرِ به وهم گرفتارم

در اين طواف جنون آميز به گرد حلقه چشمانت

به سر نيامدم آخرجان، سبک نشد زگنه بارم

ميان غيب و شهادت ماند دلي که قسمت ويراني است

بگو چگونه رها گردم زِ بالِ مانده ز رفتارم

نشان صبح قيامت بود شبي که آينه گم کردم

بيا به مرگ بشارت ده دو چشمِ تشنه ديدارم

"سودابه اميني"


 

 

جستجو

طلوع نامت

رازيست سترگ

که هنوز بتهاي کوچک و بزرگ شکسته آنند

پيشاني ات

معبدي است

که عابدان مشرقي

قبله را در آن به جستجويند

در معبد پيشاني ات

شباني ساده دل ميان پيراهن من

به نيايش نشسته است

همراه با کبوتراني

که از نامت دانه و گل بر مي چينند

حنجره ات- افشان در آفتاب و مهتاب-

روشن مي کند دقايقم را

وقتي در قايقي مه پوشان

دلتنگي ام را

به آبهاي سرگردان مي سپارم

خسته ام؛ خسته و دلتنگ

از فانوسهاي آويزان بر درگاه گورستانها

و از مردگاني که پرنده اي نمي نشيند بر قبرشان

خسته ام؛ خسته و دلتنگ

از روزگار بعد از تو

که صدايت را به شلاق بستند

و ردّ پايت را به زنجير

از شحنه گاني که شمشير آختند

بر پرندگان

و شاعرکاني که زبان برگشادند به هجو باران

آه اي گلوي باراني

آشفته ام کن

لبريزم کن از کبوتران رها در معبد پيشاني ات

از پرواز

و از آوازي فصيح

تا در امتداد آن به شکوفه نشينند

تمام ني لبکها

"سيد محمد ضياء قاسمي"

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

گلچین اشعار ویژه ی شهادت امام حسن(ع)

قربان آن دل و جگر پاره پاره‌ات


اي ماه چرخ پير و مهين پور عقل پير  

کز عمر سير بودي و در بند غم اسير

قربان آن دل و جگر پاره پاره‌ات   

از زهر جانگداز و زدشنام و زخم تير

اي در سرير عشق، سليمان روزگار  

از غم تو گوشه گير ولي اهرمن امير

از پستي زمانه و بيداد دهر شد   

ديوي فراز منبر و روح‌الامين بزير

مير حجاز پاي سرير امير شام!  

اي کاش سرنگون شدي آن مير و آن سرير

الحاد گشته مرکز توحيد را مدار 

شد کفر محض حلقه اسلام را مدير

دستان(1) ز چيست بسته زبان، در سخن غراب

اي لعل درفشان تو دلجوي و دلپذير

يا للعجب ز مردم دنيا پرست دون   

يوسف فروخته به متاعي بسي حقير

اي دستگير غمزدگان روز عدل و داد

دست ستم ز چيست تو را کرده دستگير

تا شد هماي سدره‌نشين در کمند غم(2) 

عنقاي قاف(3) شد ز الم دردمند غم

-------------------------------------------------


1- دستان: منظور شاعر هزار دستان، بلبل است.

2- هماي سدره‌نشين- حضرت جبرائيل (عليه‌السلام).

3- عنقاي قاف: منظور سيمرغ است که در اساطير مسکن و ماواي او را کوه قاف مي‌‌دانند که بنابر اعتقاد گذشتگان کوهي بوده است محيط بر جهان آن روز. عنقاي مغرب هم ناميده شده است.

آية‌الله غروی اصفهانی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

گلچین اشعار ویژه ی شهادت امام حسن(ع)

ريحانه رسول خدا

آن شاخ گل که سبز بود در خزان يکي است 

افشانده غنچه گل سرخ از دهان يکي است

آن گوهري کز آتش الماس ريزه شد  

ياقوت خون زلعل لب او روان يکي است

آن لعل درفشان که زمرد نگار شد   

داد از وفا به سوده الماس، جان، يکي است

آن نخل طور کز اثر زهر جانگداز  

از فرق تا قدم شده آتش فشان يکي است

آن شاهباز اوج حقيقت که تير خصم 

نگذاشته ز بال و پر او نشان يکي است

آن خضر رهنما که شد از آب آتشين  

فرمانرواي مملکت جاودان يکي است

آن نقطه بسيط محيط رضا که بود   

حکمش مدار دائره کن فکان يکي است

آن جوهر کرم که چه سودا به سوده کرد  

هرگز نداشت چشم به سود و زيان يکي است

چشم فلک نديده بجز مجتبي کسي   

شايان اين معامله، آري همان يکي است

طوبي مثال گلشن آل‌عبا بود   

ريحانه رسول خدا مجتبي بود

آية‌الله غروی اصفهانی

 

 

دوای صبر


هرگز کسي دچار محن چون حسن نشد  

ور شد دچار آن همه رنج و محن نشد

خاتم اگر ز دست سليمان به باد رفت 

اندر شکنجه ستم اهرمن نشد

نوح نجي‌گر از خطر موج رنجه شد 

غرقاب لُجّه غم بنياد کن نشد

يوسف اگر چه از پدر پير دور ماند  

ليکن غريب و بي همه کس در وطن نشد

شمع ار چه سوخت از سرشب تا سحر ولي  

خونابه دل و جگرش در لگن نشد

پروين نثار ماهرخي کانچه شد بر او 

پروانه را ز شمع دل انجمن نشد

حقا که هيچ طايري از آشيان قدس   

چون او اسير پنجه زاغ و زغن نشد

جز غم نصيب آن دل و الا گهر نبود 

جز زهر بهر آن لب شکر شکن نشد

دشنام دشمن آنچه که با آن جگر نمود 

از زهر بي مضايقه با آن بدن نشد

از دوست آن چه ديد ز دشمن روا نبود 

جز صبر، دردهاي دلش را دوا نبود

آية‌الله غروی اصفهانی

 صلوات

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

خراسان می‎دهد بوی مدينه

خراسان مي‎دهد بوي مدينه                      خراسان کوه غم دارد به سينه

خراسان را سراسر غم گرفته                         در و ديوار آن ماتم گرفته

خراسان! کو امام مهربانت؟                      چه کردي با گرامي ميهمانت؟

خراسان راز دل‎ها با رضا داشت           چه شب‎هايي که ذکر يا رضا داشت

خراسان کربلاي ديگر ماست                           مزار زاده‎ي پيغمبر ماست

خراسان! مي دهد خاکت گواهي                   ز مظلومي، شهيدي، بي گناهي

به دل داغ امامت را نهادند                          امامت را به غربت زهر دادند

دريغا! ميهمان در خانه کشتند                      چه تنها و چه مظلومانه کشتند

امامِ اِنس و جان را زهر دادند                       به تهديد و به ظلم و قهر دادند

ز نارِ زهرِ دشمن، نور مي‎سوخت              سرا پا همچو نخل طور مي‎سوخت

ز جا برخاست با رنگ پريده                              غريبانه، عبا بر سر کشيده

گهي بي‎تاب و گه در تاب مي‎شد                همه چون شمع روشن آب مي‎شد

ميان حجره(ي در بسته مي)سوخت            نمي زد دم ولي پيوسته مي سوخت

ز هفده خواهر والا تبارش                              دريغا کس نبودي در کنارش

به خود پيچيد و تنها دست و پا زد                  جوادش را، جوادش را صدا زد

دلش درياي خون، چشمش به در بود                    اميدش ديدن روي پسر بود

پدر مي‎گشت قلبش پاره پاره                              پسر مي‎کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب مي شد                    پسر هم مثل او بي‎تاب مي شد

پدر آهسته چشم خويش مي‎بست                 پسر مي‎ديد و جان مي داد از دست

پسر از پرده‎ي دل ناله سر داد                         پدر هم جان در آغوش پسر داد

 
"غلامرضا سازگار"

 

 

تو يوسفی و منم مبتلای چاه حزن

ز گل نسيم تو جويد دل چو غنچه من         که يوسف است مرادم ز بوي پيراهن

تو نوگلي و منم جانگداز از کوره غم               تو يوسفي و منم مبتلاي چاه حزن

رواست با رخ تو ترک ديدن خورشيد              خطاست بي خط تو ياد آهويان ختن

به قصد کشتن، احباب زلف را مگشا            پي شکست دلِ خسته طرّه را مشکن

ز جور چينِ سرِ زُلفِ کافرت شايد                 که من به درگه سلطان دين کنم مأمن

امام روضه رضوان عليّ بن موسي           رضا و راضي و مرضيّ و مرتضاي زمن

همام و هادي و مهدي و هاشمي هيأت            امام و آمر و مشکور و مکه‎اي مسکن

بزرگ اهل هدايت به علم و حلم و کرم                حبيب اهل روايت به اتفاق حسن

مرا دلي است به سوي وصال او مايل            مرا رخي است به خاک رهش نهاده ذقن

اگر ز خار ره وصل او کشم خواري                 به ديده خار رهش را نهم به جاي سمن

چو شمع آتش شوقش مرا برافروزد                   تنم بود دل مشتاق را به جاي لگن ...

چو زهر قاتل اعدا گرفت حضرت را                  به راه موت ببايست پيشکي رفتن

ز محرمان درِ خويش بنده اي را گفت               که من چو روح روان را جدا کنم ز بدن

براي مدفن من اين محل قبر مرا                    شکاف و نيک نظر کن که هست منزل تن

درِو ببين که يکي چشمه‎اي است روح افزا                  که هست منبع او جنّت اله منن

نهاده تخت وز سندس لباس من پيدا                   روان بيار و مرا ساز از آن لباس کفن

پَسم بيار درين روضه بهشت برين                            ز قبر ساز تن اشرف مرا مکمن

روايت است که بعد از وفات شاه رضا                      ز بهر قبر گشودند منزل احسن

نمود تخت بهشت و لباس اخضر او                چنان چه گفته بُد آن شاه آشکار و علن

چو سرو روضه آن قبر ساخت مسکن خويش       برَست از غم و آزار اين سراي حزن

به سوي موطن اصلي خويش راجع شد                    همين بود بر ارباب فهم حبّ وطن

به قول شاه علي رضي، بهشت بود                          محل قبر شريفش زهي بيان حسن

کسي که ميل بهشتش بود درين عالم           بگو که بوسه ده اين خاک را به روي و دهن

مُُهيمنا به حبيب محمد عربي                                    به حق شاه ولايت علي عالي فن

به هر دو سبط مبارک به شاه زين عباد                  به حق باقر و صادق به کاظم احسن

به حق شاه رضا ساکن حظيره قدس                        به حق شاه تقي و نقي صبور محن

به حق عسکري و حجة خدا، مهدي                        کزين دوازدهم ده نجات روح و بدن

فداي خاک رضا باد صد روان امين                        که اوست چاره درد و شفيع زلّت من

 
"فضل الله روزبهان خنجي"

 التماس دعا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

 نشانه هاى ظهور او

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط وفائی  | 

 
 
   
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط وفائی  |